تبلیغات
چه کسی می داند؟؟
چه کسی می داند؟؟

چه کسی می داند، صبح فردا به کدامین آواز، جاده ی بی خم این ذهن پریشان، به افق خواهدرفت، به کجا خواهم رفت؟ به کجا خوهم خواند؟ شعر من تا چه زمان خواهد ماند؟


چرا باید دیگران را ببخشیم...؟!

سلام برو بچز عزیز....

                 چه خبراااااااااااا....؟!!

 حال می کنید دیگه . پروژه هارو که دادین با خیال تخت دارید کلاس تابستونیاتونو می رید

هرچند .... تا این پر.ژه پایانی لعنتی رو هم ندیم یه شب راحت نمی خوابیم.

به هرحال اومدم  ماموریت خطیری که سمیه جونم به من سپرده رو اجرا کنم.... آخه بهم گفته نباید وبلاگ از رونق بیفته ... ولی خدایی کار سختیه هاااااااااااااا.....

با یه پست توپ و مفید اومدم که از واجباته که هر کس اونو بدونه چون مطمئنم توی زندگیش بهش مبتلا می شه . می خوام بهتون بگم که

"چرا باید دیگران را ببخشیم...؟1!!"

تا آخر پست با من همراه باشید تا خوب متوجه بشید که آرامشی که در بخششه در انتقام نیست.

 

دیگران را ببخش نه به این خاطر که سزاوار بخششند به این دلیل که تو سزاوار آرامشی

بخشش ما را با تدبیر عالم هستی تطبیق می دهد، تدبیری که از طریق آن یاد می گیریم بپذیریم که هر اتفاق به این دلیل در زندگی ما رخ می دهد که باید چیزی از آن یاد بگیریم. همه ما به دنیا آمده ای که بخشیدن را یاد بگیریم. دکتر ریموند مودی، که 40 سال روی تجربیات نزدیک به مرگ کار می کرده است، در کتاب خود "زندگی پس از زندگی" (Life after Life) می نویسد انسانهایی که پس از مرگ زنده شده اند، ادعا می کنند نوری خیره کننده می بینند، که معمولاً باور بر این است که این نور خداست، که آنها را تشوبق می کند به دو چیز اهمیت دهند: اول علم و بعد عشق. و بهترین آزمایشی که نشان می دهد آیا واقعاً این دو درس را از زندگی آموخته ایم این است که ببینیم تا چه میزان می توانیم دیگران را ببخشیم.

چرا نمی توانیم ببخشیم؟

مدام در فکر انتقام هستیم. همیشه در فکرمان نفرت و انتقام است چون دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که برایمان رخ داده مقصر می دانیم. این خیال باطل به نظر تسلی بخش است. با چنین تصوراتی دیگر لازم نیست خودمان مسئولیتی بر گردن بگیریم و راحت می توانیم درمورد دیگران قضاوت کنیم بدون اینکه درمورد خودمان قضاوتی شود. این تصورات باعث می شود در معرض همدردی، دلسوزی و پذیرش دیگران قرار گیریم.

ما انتظار داریم دیگران همانطور که ما می خواهیم رفتار کنند. این خیلی نامعقول است اما بدون هیچ مقاومتی اتفاق می افتد، مشروط براینکه ما آن توقع را رها کنیم و اجازه بدهیم مردم طوری رفتار کنند که یاد گرفته اند و اتفاقات طوری اتفاق بیفتند که باید بیفتد. ما باید از دنیا برای پیشامدهایی که برایمان اتفاق می افتد قدردان و شکرگذار باشیم.

ما کینه توزی می کنیم. قبول نمی کنیم که هر اتفاقی که برایمان می افتد درنتیجه همان چیزی است که خودمان دانه اش را کاشته ایم یعنی همان برخوردی که در مقابل رفتار دیگران یا واکنشی که در برابر محرک های اطراف نشان می دهیم. هیچکس مسئول تجربه های ناخوشایند ما نیست.

ترس از اینکه دیگران ما را ضعیف، احمق و ترسو قلمداد کنند. ما فکر می کنیم بخشش بهانه ای برای فرار، سستی و تنبلی یا بزدلی است و فقط آنها که قدرت جنگیدن ندارند می بخشند. اما بین ترسیدن و بخشیدن قاصله خیلی زیاد است. بله، افرادی هستند که ترس هایشان را به شکل بخشش نشان می دهند اما تصمیم شما برای بخشیدن شما را به یک فرد ترسو و بزدل تبدیل نمی کند. 

آناتومی بخشش

وقتی از کسی متنفر می شوید، به او اجازه می دهید به شما آسیب برساند و کنترل زندگیتان را در دست گیرد.
تنفر ما از رفتار دیگران، ناراحتی و آشفتگی درونی ما را نشان میدهد.
همه انسانها جایی هستند که باید باشند و فقط از آن می توانند درس بگیرند.

وقتی می بخشید....

بااینکار فقط به خودتان نه به هیچ کس دیگر نیکی می کنید. اینکه نتوانید کار بدی که آن فرد علیه شما انجام داده را هضم کنید، دیگر مشکل شماست نه او. به شما آسیب می رساند نه او.

وقتی کینه می گیرید، نه تنها به فرد مقابل اجازه می دهید به شما آسیب برساند، بلکه به او اجازه می دهید هربار که فکر رفتار او به مخیله تان خطور کرد، کنترل زندگی شما را در دست داشته باشد.

وقتی دیگران را می پذیرید، دیگر آن صدمه و آسیبی که با قضاوت کردن آنها به شما وارد می شود را تجربه نخواهید کرد.

با گذشت شما حقیقت الهی را درک خواهید کرد. تجربیات بد به این دلیل در زندگی ما اتفاق می افتند که باید از آنها درس بگیریم. اینکه یاد بگیریم هر اتفاقی که در زندگیمان می افتد را نتیجه عمل خودمان بدنیم و کس دیگری را برای آن مقصر نشماریم یکی از این درس هاست.

بخشیدن دیگران تنها واکنش معقولی است که دربرابر کسانیکه با اهانت و توهین با شما برخورد می کنند، باید داشته باشید. درک این آسان است که جدایی فقط یک خیال باطل است. باید این حقیقت را از ته دل باور داشته باشیم تا بتوانیم با آن زندگی کنیم.

یاد بگیریم ببخشیم

مطمئن باشید که می توانید ببخشید. نباید در مقابل اتفاقاتی که در زندگیمان می افتد مقاومت کنیم. اطمینان کنید، تسلیم شوید و اجازه بدهید که برایتان پیش بیاید. امیالتان را به اهداف تبدیل کنید. برای همه آنچه که دارید و همه اتفاقاتی که برایتان می افتد شکرگذار و قدردان باشید چون هر تجربه شما را داناتر و قوی تر خواهد کرد.

دست از مقصر کردن دیگران بردارید. وقتی باورتان این باشد که دنیا باید بر وفق مراد شما بچرخد، همه چیز برایتان سخت می شود. "او درست به من خبر نداد"، "او به من کلک زد"، "دکتره بی دقت بود" "او به من خیانت کرد" به نطر می رسد اینها کاملاً صادقانه باشند. اما درواقعیت، فقط عدم اعتماد ما را در کامل کردن این جهان و دامن زدن به این باور باطل که نه اصول بلکه شانس، فرصت طلبی و بیقانونی در این جهان حکمرانی می کند و همه مردم می توانند مطمئن باشند که تاوقتی به خوبی حیله بازی و نیرنگ کنند می توانند راهشان را پیش ببرند.

مسئولیت پذیر باشید. عصبانیت را دور بریزید. آنها را حس کنید و بعد از خودتان بیرون کنید. آنچه که هست را همانطور بپذیرید و آنرا با طوری که فکر می کنید باید باشد مقایسه نکنید.

هرچه بیشتر به چیزهایی فکر کنید که باید متعلق به شما می بود اما به خاطر سوء نیت دیگران از شما گرفته شده است، بیشتر این جور اتفاقات را به سمت زندگیتان می کشانید.

تظاهر نکنید. ما گاهی اوقات تصور می کنیم بخشش کرده ایم بدون اینکه بدانیم خشم و تنفر هنوز در ناخودآگاه وجود ماست. درواقع، بخشش واقعی یعنی هیچوقت نیاز به بخشیدن را احساس نکنید.

اعمال دیگران را بپذیرید. این چهار فضیلت را باید همیشه به ذهن داشته باشید: یک احترام، دلسوزی و توجه به آنها که در انجام مسئولیتی که نسبت به ما داشته اند شکست خورده اند، دوم دوستی، بدون تمایل به تملق و سوء استفاده، سوم همدلی، و نه دلسوزی نسبت به فقیران و چهارم شادی نه حسادت نسبت به انسانهای والا از لحاظ معنوی.

دشمنانتان را دوست بدارید. تدریجاً این کار را همیشه و در مقابل همه به کار گیرید.

خود را ببخشید. از دست خودتان عصبانی هستید چون اعمالتان به شکست ختم شده استیعنی نتیجه ای که به دست آورده اید برخلاف انتظاراتتان بوده است. در غیاب این انتظارات دلیلی برای عصبانی شدن از خودتان ندارید. پس خود را بپذیرید و به خودتان اجازه دهید اشتباه کند تا بتوانید از آنها درس بگیرید.

زندگی زندانی پرعذاب است تا زمانیکه یاد نگیرید ببخشید. برای آنها که یاد می گیرند همه را دوست داشته باشند و ببخشند، زندگی دوباره روی ریل های خود برمی گردد و آنها را به سفری لذت بخش از عشق و خوشبختی رهسپار می کند.

 

 

Smiley



جمعه 28 تیر 1387 توسط مهندس الهام فیروزی | نظرات ()

سلاااااااااااااااااام جیگرااااااااااااااااااا

خیلی خیلی شرمنده که اینقدر دیر آپیدیم

در گیررررررم . در گیررر یه دنیا پروژه ... آخه به قول زهرا خانم داریم فارغ از علم میشم

امروز با دو مطلب اومدم سراغتون

در ابتدا یه عرض کوچیکی با استاد م . ح . علیزاده داشتم :

این همه سال ما قهرمان شدیم ... دور از جوون مردیه که نذاریم دل یه عده نوووووووچه و نوووووووووووووپا خوووش بشه ..
آره داداش من
با جامتون تا صبح حال کنید..

کتابی هست تحت عنوان « خشم و هیاهو » اثر ویلیام فالکنر که شخصا من خودم از ان کتاب و نویسنده اش خوشم اومد. امیدورم این کتاب رو بخونید و خوشتون بیاد. 

مطالب زیر در مورد این کتاب و از سایت
برداشتم.
 
مروری بر « خشم و هیاهو »


 

ویلیام فاکنر، نویسنده‌ی آثاری چون:
 در بستر مرگم ، حریم، مرثیه برای راهبه، روشنایی ماه اوت، آبشالم ، آبشالم!، تسخیر ناپذیر، سه گانه ، دهكده، شهر، عمارت، موسی، ناخوانده در غبار.
 دوستی می‌گفت برای درك فصل اول «خشم و هیاهو» باید یك عقب‌مانده‌ی ذهنی باشی!
این جمله چندان هم طنز نیست، چرا كه آثار « فالكنر» آثاری سخت خوان هستند و این نه به خاطر نوع سوژه‌ای كه نویسنده روایت می‌كند كه به جهت ساختار و سبك بیان آن سوژه است. رمان‌های « فالكنر» حتا خوانندگان حرفه‌ای را نیز دچار سرگردانی می‌كند. به طور مثال اغلب كسانی كه از فصل اول «خشم و هیاهو» كه راوی آن یك عقب مانده‌ی ذهنی است، جان سالم به در برده‌اند! و كتاب را تا آخر خوانده‌اند، برای فهم درست روابط بین آدم‌های داستان، برگشتی به آغاز داستان داشته‌اند تا خط داستان را بهتر درك كنند. در واقع شما از خواندن «خشم و هیاهو» قبل از آن كه دچار لذت شوید، هیجان زده از خود خواهید پرسید در چند صفحه‌ی قبل چه اتفاقی افتاده بود و یا این «كوینتین» همان «كوینتین» است؟!
البته عده‌ای از منتقدین اعتقاد دارند از  مقایسه‌ی بیوگرافی « فالكنر» با آثارش می‌توان به این نكته پی برد كه یكی از منابع نوشتاری او، در وافع گذشته‌ی خودش بوده. « ویلیام فالكنر» هم مانند اغلب شخصیت‌های داستان‌هایش، متولد یكی از ایالات جنوب آمریكا بوده. او هم مانند شخصیت‌های «خشم و هیاهو» در ابتدا در خانواده‌ای سرشناس زندگی می‌كرده كه رفته رفته دچار فقر و تنگدستی شده‌اند. با این حساب می‌توان گفت فالكنر نه تنها داستان‌سرای قابلی بوده، بلكه تصویرگری قهار از لایه‌های عمیق و بسیار واقعی زندگی نیز هست و لابد از این جهت است كه وقت خواندن «خشم و هیاهو» این ذهنیت در خواننده زنده می‌شود كه خانواده‌ی «كامپسون‌ها» نمونه ای كوچك شده از انسان‌های جهان معاصر است، جهان آشوب زده‌ی رو به انحطاط.
 

لطفا جدی نگیرید البته فقط  خانمها 

  

تحقیقات نشان داده كه فقط 20% مردها عقل دارند

.......

80% بقیه زن دارند !!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

 

مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج می كنند

 بر اثر كمبود حوصله طلاق می دن

ولی نكته جالب اینه كه بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج می كنند !!!! ؟؟؟؟؟؟؟

 

- بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و

 زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟

 

مرد اولی :  امان از دست این زنها !؟  زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !

دومی : خوش به حالت !   زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!! ؟؟؟؟؟

 

- زن به شوهر :  من احمق بودم كه باهات ازدواج كردم !

مرد :  عزیزم چرا عصبانی می شی !  خب من هم عاشقت بودم اینو نفهمیدم !!!! ؟؟؟؟؟

 

فرق پیر دختر با پیر پسر:

- اولی موفق نشده ازدواج كنه

ولی دومی موفق شده ازدواج نكنه !!! ؟؟؟

 

یه ضرب المثل آموزنده هست كه می گه : 

مردن برای زنی كه عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !!!!! ؟؟؟؟؟؟       

 

 

مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت !  تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی! 

چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا" وجود نداره !!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

 

  


دوشنبه 30 اردیبهشت 1387 توسط سرکار خانم سمیه طبسی | نظرات ()



چه کسی می داند، صبح فردا به کدامین آواز، جاده ی بی خم این ذهن پریشان، به افق خواهدرفت، به کجا خواهم رفت؟ به کجا خوهم خواند؟ شعر من تا چه زمان خواهد ماند؟
somaye.tabasi@yahoo.com

عمومی
عکس
آموزشی
طنز
ترفند
موبایل
E BOOK
اخبار روز
شبکه
نرم افزار
زبان های برنامه نویسی
سخت افزار
نمونه سوالات ریاضی کاربردی
هک و انتی هک

روز را خورشید می سازد--->فاطمه عزیز
به نام خدایی که همین نزدیکی است
چت روم فارسی بچه های شهاب دانش
بچه های مخابرات شهاب دانش
دانشگاه شهاب دانش
شب نوشته هـــــــــــــــــــا
دلنوشته های دیدیس دی جی
برو بکس عاشق .......
بانک فناوری اطلاعات یزد
بانک مقالات
سایت استاااااااد عزیز و به یاد موندی آقای علی نجفی
وبلاگ پسر عمووووو جان
برو بکس پاییه شهر
عاشقانه های یه همکلاسی با حال
مجله تهران تایمز
وبلاگ برو بکس امار شاهرود
مهندسی کامپیوتر دانشگاه قم
دانلود بهترین نرم افزار های جهان
وبلاگ واحد صنعتی اصفهان
دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز
وبلاگ داشنجویان دانشگاه صنعتی شاهرود
با هم از برج ایفل بالا برویم

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

RSS 2.0